سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

48

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

در صورتى كه اقرار به اين بيان صورت بگيرد صرفا به زناى خود اعتراف نموده و در آن هيچگونه قذف و نسبت زنائى به زن نمىباشد تا حدّ قذف بر مقرّ ثابت گردد از اينرو بايد بگوئيم اگر چهار بار اين گونه اقرار نمود تنها حدّ زنا ثابت مىشود و اگر اقرارش به چهار بار نيز نرسيد نه حدّ قذف ثابت مىگردد و نه حدّ زنا . امّا حدّ قذف ثابت نمىشود جهتش اينست كه زن را به زنا نسبت نداده بلكه در حق وى به اكراه يا شبهه اعتراف نموده و فعلى كه ناشى از روى اكراه يا شبهه باشد زنا نيست تا در نتيجه زن مورد قذف واقع شده باشد و بدين ترتيب حدّ قذف در حق مقرّ ثابت گردد . و امّا حدّ زنا : اگرچه وى در ضمن اظهاريكه كرده به زناى خويش اعتراف نموده ولى بحسب فرض به چهار بار نرسيده تا شرعا اين عمل در حقّش ثابت گردد . و بهرتقدير قول اوّل از نظر ما اقوى بوده و بدين ترتيب در صورتى مقرّ ادّعاى شبهه و اكراه را در حق مقذوف نكند حدّ قذفف در حقش ثابت مىگردد چه آنكه عبارت مذكور يعنى [ زنيت بفلانه ] يا [ زنيت بفلان ] عرفا قذف و نسبت زنا به ديگرى محسوب مىشود و بدين ترتيب عموم ادلّه قذف شاملش شده و در نتيجه حدّ قذف ثابت مىگردد . و در روايتى از مولانا امير المؤمنين على عليه السلام استكه فرمودند : اگر از زن فاجره‌اى بپرسى كه چه كسى با تو عمل فجور و فحشاء انجام داد ؟ و او بگويد : فلانى . بايد زن را دو حدّ زد ، يك حدّ براى فجورى كه به آن اقرار نموده